السيد جعفر السجادي
331
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
عرض لازم عبارت از عرضى است كه انفكاك آن از معروض خود محال باشد مانند كتابت بالقوه براى انسان در مقابل عرض مفارق كه انفكاك آن از معروض خود ممكن مىباشد چه آنكه بالفعل زايل شود يا بالقوه زوال آن به سرعت باشد يا بطوء و كندى . عرض ذاتى عرضى است كه منشأ آن ذات باشد و از ملحقات و عوارض ذات اشياء باشد مانند تعجب كه عارض و لا حق بر انسان است و عرض خاص هم هست ، اعم از آنكه لحوقش بلا واسطه باشد مانند همان تعجب و يا با واسطه باشد مانند ضحك كه با واسطهء تعجب عارض بر انسان مىشود . و عرض عام كه شامل چند نوع و حقيقت مىشود در مقابل عرض خاص مىباشد . عوارض . « 1 » عشق - عشق ميل مفرط است و به معنى فرط حب و دوستى و مشتق از عشقه است و آن گياهى است كه هر گاه به دور درخت بپيچد آب آن را بخورد و رنگ آن را زرد كند و برگ آن را بريزد و بعد از مدتى خود درخت خشك شود و بالجمله عشق تعلق قلب و حب زياد است . مسألهء عشق يكى از مسائلى است كه در فلسفه افلاطون و افلاطونيان اخير و فلسفهء اشراقى ايرانى مورد توجه و بحث واقع شده است . به هر حال يكى از مسائل مورد بحث ملا عشق است ، عشق موجودات و شوق آنها به كمال و وصول به معشوق حقيقى يعنى ذات حق تعالى . ملا گويد : خداوند براى هر موجودى از موجودات عقلى و نفسى ، حسّى و طبيعى ، كمالى نهاده است و در ذات آن عشقى و شوقى نهاده شده است كه به وسيلهء آن سير به كمال وجودى خود كنند ، عشق مجرد از شوق ويژه مجردات عقلى است و لكن ساير موجودات كه داراى نقص وجودىاند و در معرض قوت و استعدادند داراى عشق و شوق ارادى و يا طبيعى مىباشند بر حسب درجات وجودى آنها كه همهء آنها به موجب عشق ذاتى و يا عشق توأم با شوق با حركتى كه از لوازم پارهاى از آنها است ( در عقول مجرده حركت نيست ) حركتى مناسب با ميل طبيعى يا نفسانى به سوى كمالات وجودى ، درجه به درجه و سرانجام به سوى كمال مطلق سير مىكنند . « 2 » ملا مىگويد بيان كرديم كه وجود خير محض است و هم لذيذ است و هم مؤثر است و در مقابل آن ثابت شد كه عدم شرّ است و كريه است و زجرآور است و باز بيان شد كه وجود يكى است و در ذات خود بسيط است و اختلاف در مراتب و درجات آن مىباشد و او را حدود و درجات گوناگون است و منشأ اختلافات و « انتزاع ماهيات همان درجات وجود است و بنابر اين وجود فى نفسه وجود است و تفاوت آن به كمال و نقص و شدت و ضعف است و غايت كمال و تمام و شدت وجود مرتبهء ذات حق است كه در شدت كمال نامتناهى و بلكه فوق نامتناهى است . و هر يك از مراتب وجود كه ممكنات باشند سهمى از آن كمالات فايض از مرتبهء ذات دارند و در عين حال نقص و قصور وجودى هم دارند پس وجودات معلوله بر حسب مراتبى كه دارند داراى نقصاند پارهاى
--> ( 1 ) اسفار ، ج 4 ، ص 233 و ج 5 ، ص 85 و ج 1 ، ص 63 . ( 2 ) همان ، ج 2 ، سفر 3 ، صص 147 - 149 .